ولایتمداری و اخلاق (بخش هفتم)

زهرا صادقی، دبیر جامعه زینب(س) شهرستان دامغان

گفتیم هیچ معرفتی مثل تاریخ اسلام در میان معارف ضروری نیست. اینقدر که ما در مباحث اخلاقی و دینی بحث می کنیم، آنقدر مباحث اخلاقی در دین نیست. خوبان و بزرگان دین ما اگر کتاب نوشتند در خصوص اخلاق، یک جلد یا دو جلد اگر می خواستند مباحث سیاسی و اجتماعی بنویسند، دهها جلد میشد. دعواهای قرآن همیشه بر سر حکومت پیامبران هست نه پیام های پیامبران. اگر ما فقط پیام پیامبران و امامان را بگیریم و دیگر با آنان کاری نداشته باشیم و هر کس هر کاری دلش خواست بکند همین می شود؛ تفکر لیبرالیستی و سکولار در جامعه که توسط منافقان و دشمنان دین مطرح و زمزمه می شود تا روز اجرایش برسد. البته به صورت خیزشی شروع شده است.

ما باید هوشیار باشیم چرا که همانطور که مسئله ولایتمداری در مکه برای رسول اکرم (صلی الله وعلیه وآله) سخت شده بود و مجبور شد به مدینه هجرت کند و در آنجا هم با مشکلات فراوان روبرو بودند، ولی موفق شدند پایه های حکومت الهی را همراه با اطاعت از پیامبر و جانشینان ایشان مستحکم کند.

ولی این مشکل در طول حیات ایشان بود و بعد از رحلت آن سرور ادامه داشت ولی با خون حسین بن علی (ع) تثبیت شد، اگر چه هنوز هم ادامه دارد ولی اصل و اساس دین پابرجاست و امروز همه ما وظیفه داریم در اقامه حکومت حق و زمینه سازی آن تلاش شبانه روزی و به صورت آماده باش بسر ببریم و کمر همت ببندیم. چرا که نصرت الهی با ماست.

باور و اعتقاد به نصرت الهی از محوری ترین مباحث جهت یاری کردن دین خداست و مقام معظم رهبری سال هاست که به این مطلب یعنی باور داشتن به نصرت حتمی الهی تاکید دارند. اگر ما فقط، به خدا، کتاب خدا، پیامبران و امامان اعتقاد داشته باشیم و تلاش در برپایی حکومت الهی و به قدرت رسیدن خوبان جامعه برای اجرای احکام الهی نداشته باشیم، با کفار و منافقین چه فرقی داریم. هزار و چهارصد سال است که منافقان بر جان و مال و نوامیس ملتها پنجه افکندند، چرا، راز اینهمه نفرت خدا و پیامبران الهی و امامان از منافقان این است که، منافق سوءظن به خداوند قادر متعال دارد و همین امر باعث می شود که انسان های نادان و کج فهم در مسیر انحراف از حق قرار بگیرند و بگویند مگر می شود ما پیروز شویم، چون اگر اعتقاد به نصرت الهی که وعده خداوند است نداشته باشند، متمایل به چپ و راست می شوند و از صراط مستقیم منحرف.

اگر امروز صدای هل من ناصر ینصرنی امام زمان عج الله تعالی و فرجه الشریف را پاسخ ندهیم پس فرق ما با کسانی که صدای گریه و ناله فاطمه زهرا سلام الله علیها نه به خاطر فدک و مشکلات، بلکه برای دفاع از حریم ولایت را شنیدند و پاسخی ندادند و فقط اشک تمساح ریختند چه فرقی داریم. یقینا آن آقایان از کوچه بنی هاشم گذشتند و شاهد صحنه مظلومیت فاطمه و علی علیهم السلام بودند، نمازشان را اول وقت خواندند و کسانی هم که در سفر حج نیمه تمام حسین (ع) را همراهی نکردند، حج شان را به خوبی انجام دادند و امروز ما هم نماز، روزه و کربلا و حج مان سر جایش هست، ولی باید به وظیفه اصلی و حتمی مان که دفاع از حریم ولایت باشد و گوش به فرمان و آماده یاری دین خدا باشیم و زنان ما چون فاطمه سلام الله علیها که به در خانه انصار می رفت برای یاری امام زمانش کمک می خواست، باید در جامعه حضور پرشور، آگاهانه، دقیق و آگاهانه داشته باشیم. وقتی کسی به کمک ما نیاز دارد فقط اظهار همدری فایده ندارد باید عملا برایش کاری انجام بدهیم وگرنه آن روز که فاطمه دختر رسول خدا آمد مسجد همه با او گریه کردند. ولی میدانی فاطمه (س) چه گفت؟ گفت ای کاش مرده بودم و این صحنه بی تفاوتی مردان و زنان را نمی دیدم.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *