BREAKING NEWS
Search

مردم؛ مهمترین رکن در گفتمان عدالت اجتماعی انقلاب اسلامی

 

طهورا نوروزی پژوهشگر و نویسنده حوزه فقه و حقوق

 

گفتمان عدالت اجتماعی در جریان پیروری انقلاب شکوهمند اسلامی شکل جدید و تازه ای را به خود گرفته و فرایند نگاه به مقوله عدالت را که از دوران مشروطه در اذهان جنبه روشنفکری و غرب زدگی داشت تا دوران پهلوی که بیشتر جنبه های چپ گرایانه مارکسیستی و کمونیستی را داشته است مورد تغییر و تحول قرار داد. به عبارتی گفتمان انقلاب اسلامی در مقوله عدالت اجتماعی خود منجر به تغییر و تحول این موضوع گشت و جنبه غرب زدگی و روشنفکری آن قبل از انقلاب را تبدیل به مطالبه عمومی و توده مردم ایران نمود و علت اصلی این این اطلاق و عمومیت نگاه جدیدی بود که با انقلاب اسلامی توسط حضرت امام خمینی از بستر دین شکل گرفت.  

در واقع علت تبدیل شدن مطالبه عدالت اجتماعی از روشنفکری به مطالبه عمومی بستر دینی بودن انقلاب اسلامی و رابطه ای بود که میان اسلام و مقوله عدالت شکل گرفت و شاید بتوان گفت که فصل جدید عدالت اجتماعی با بنیان و نگاه دینی که مبدعش امام خمینی بود، از بطن حوزه و مرجعیت آن زمان خلاف نگاه های حاکم در حوزه زمان شاه و دیدگاه های مرجعیت آن زمان که اعتقادی به اسلام سیاسی و بروز جنبه های عدالت خواهانه اجتماعی در مقوله اسلام نداشتند، شکل گرفت. به نظر می رسد یکی از مهمترین آرا و دیدگاه های امام خمینی در ایجاد گفتمان عدالت اجتماعی در جریان انقلاب اولین تحولش تفسیر اسلام سیاسی بود که بر خلاف آرا و دیدگاه های سنتی و غیر سیاسی که اتفاقا نگاه حاکم بر حوزه قبل از انقلاب بوده می باشد.

بر این اساس شاید بتوان گفت در جریان انقلاب ایران گفتمان عمومی و مردمی عدالت خواهی و عدالت طلبی که رژیم حاکم را دچار چالش و سرنگونی کرد قرائت اسلام سیاسی با نگاه مبدعانه حضرت امام بر پایه عدالت خواهی و عدالت طلبی بود و این برای اولین بار بود که در جامعه ما از بستر دین یک مطالبه عمومی و مردمی در راستای عدالت خواهی شکل گرفت و به نظر می رسد اولا ظرفیت نگاه و مبانی دینی به عدالت این قدرت را به عمومی شدن این مطالبه داشت و از طرفی نگاه مبدعانه امام در مقوله عدالت اجتماعی نقطه قوت و‌تکیه گاه این مطالبه عمومی شد و این جاذبه تا جایی پیش رفت که نگرش های کمونیستی و مارکسیستی که در جریان مبارزاتی با رژیم سابق سهم داشتند، تحت تاثیر جریان عدالت خواهی عمومی و‌مردمی که از بستر دین در جریان انقلاب اسلامی شکل گرفت. در این حرکت فراگیر و مردمی جایی برای طرح آرا و اندیشه های خود ندیدند. بر  اساس این گفتمان عمومی عدالت هست که پس از انقلاب ساختارسازی و نهاد سازی برخی تشکیلات ها به عنوان تسهیل گر به فرمان امام شکل گرفت واین مسئله با شناخت صحیح حضرت امام خمینی (ره) و دولت و مجلس وقت، به تشکیل نهادهای جدیدی برای تحقق همین آرمان ها منجرشد.

کمیته امداد امام خمینی به محض پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ با هدف حمایت از مستضعفان و خودکفا کردن ایشان، تشکیل جهادسازندگی در سال ۱۳۵۸ به فرمان حضرت امام خمینی (ره)  که بعد از ادغام وزارتین جهاد و کشاورزی در سال ۱۳۷۹، با فرمان مقام معظم رهبری، جهت جبران خلأ احتمالی،‌ بسیج سازندگی تشکیل گردید.تشکیل نهادهای حاکمیتی مثل سازمان مستضعفین، ستاد اجرایی فرمان امام، سازمان اوقاف و امور خیریه، بنیاد مسکن، بسیج مستضعفین و … نیز با محوریت حمایت از محرومان، مستضعفین، نیازمندان و مناطق محروم، با تکالیف تخصصی تر تشکیل شدند که به نظر می رسد ساختار سازی گفتمان عمومی عدالت در جریان انقلاب اسلامی از طریق این نهاد ها در سال های ابتدایی پیروزی انقلاب شکل گرفت که در بسیاری از این نهاد ها سایه مردمی بودن که محصول نگاه عدالت خواهی گفتمان انقلاب اسلامی است به چشم میخورد. از طرفی این نهادهای تاسیسی خود جوش بیشترین ظرفیت را برای مشارکت آحاد جامعه علی الخصوص نسل جوان در طول این سال ها داشته است. پس از ساختار سازی در حوزه قوانین به عنوان شالوده و پایه و جهت حرکت انقلاب اسلامی به سمت عدالت خواهی بسیار دارای اهمیت و ظرفیت است تا جایی که در قانون اساسی که در سال های اولیه پیروزی انقلاب نگارش شد ۹ بار از واژه عدل و ۸ بار از واژه عدالت استفاده شده و در تمامی موارد بر اجرای آن تاکید شده است. علاوه بر کاربرد واژگانی عدل و عدالت در قانون اساسی بررسی روح کلی حاکم بر سرتاسر قانون اساسی و نیز محتوای اصول و بندهای قانونی مرتبط با عدل و عدالت نیز حاکی از توجه ویژه انقلاب اسلامی به موضوع عدالت و لزوم پیاده شدن آن در جامعه و تبدیل شدن آن به یک قانون می باشد. به عنوان مثال ابتدای قانون و اصل ۱، انقلاب اسلامی برآمده از اعتقاد مردم به حکومت حق و عدل قرآن برشمرده شده است. همچنین در اصل دوم آن، نظام برآمده از چنین انقلابی، بر عقایدی استوار شده است از جمله اینکه « نفی‏ هر گونه‏ ستمگری‏ و ستم‏ کشی‏ و سلطه‏ گری‏ و سلطه‏ پذیری‏، قسط و عدل‏ و استقلال‏ سیاسی‏ و اقتصادی‏ و اجتماعی‏ و فرهنگی‏ و همبستگی‏ ملی‏ را تامین‏ می کند» و در اصل سوم نیز دولت جمهوری اسلامی موظف شده است تا برای تحقق اهداف مذکور در اصل دو، اموری را به کار برد که بسیاری از آنها اموری هستند که مرتبط با تحقق عدل و عدالت در جامعه می باشند .

در این قانون علاوه بر اعتقادی که به عدالت به عنوان حق مسلم ملت انقلابی ایران وجود دارد، این موضوع از جمله حقوقی برشمرده شده است که برای تمام ملت های جهان نیز به رسمیت شناخته شده است، چنانکه در اصل ۱۵۴ قانون اساسی در این زمینه چنین ذکر شده است: « جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ سعادت‏ انسان‏ در کل‏ جامعه‏ بشری‏ را آرمان‏ خود می‏ داند و استقلال‏ و آزادی‏ و حکومت‏ حق‏ و عدل‏ را حق‏ همه‏ مردم‏ جهان‏ می‏ شناسد. بنا بر این‏ در عین‏ خودداری‏ کامل‏ از هر گونه‏ دخالت‏ در امور داخلی‏ ملتهای‏ دیگر، از مبارزه‏ حق‏ طلبانه‏ مستضعفین‏ در برابر مستکبرین‏ در هر نقطه‏ از جهان‏ حمایت‏ می‏ کند.»

موضوع عدالت در قوانین جمهوری اسلامی ایران به اندازه ای اهمیت دارد که یکی از مهمترین شرایط رهبری به عنوان رکن مهم انقلاب اسلامی و عالی ترین مقام رسمی کشوراست. بر اساس اصل ۱۰۹ این قانون، عدالت بوده و رئیس جمهور نیز به عنوان دومین مقام عالی کشور پس از رهبری، یکی از وظایفی که باید به منظور تحقق آنها در برابر قرآن کریم به خدای متعال سوگند بخورد « پشتیبانی‏ از حق‏ و گسترش‏ عدالت‏» می باشد. بر این اساس مهمترین جایگاه در مفهوم‌سازی مبانی عدالت اجتماعی در انقلاب اسلامی را باید در قانون اساسی به عنوان یک رکن و ‌پایه دید و روح‌ حاکم بر قانون اساسی که نگاه نظام مند و‌ جامع به مقوله عدالت هست خود یکی از مراکز ثقل مهم به عنوان پشتوانه در گفتمان عمومی عدالت در جریان انقلاب اسلامی است. هم چنین در طول چهار دهه پس از انقلاب ادامه دهنده گفتمان عمومی عدالت خواهی در جامعه ایران توسط مقام معظم‌رهبری در کلید پاژه های ایشان همواره تاکید شده است، گویا حیات و زنده ماندن عدالت خواهی در گفتمان انقلاب قایم ‌به مردمی بودن آن است تا جایی که معظم له در این خصوص می‌فرمایند:«مسأله‌ی عدالت‌خواهى را که من با شما و جوانان مطرح مى‌کنم، به معناى این نیست که با غیر جوانان مطرح نکرده‌ام. قبل از این نامه‌اى که دو، سه سال پیش به یک تشکل دانش‌جویى نوشتم، مسأله‌ی عدالت‌خواهى را ده‌ها بار با مسؤولانى که وظیفه‌ی اجرایى دارند، مطرح کرده‌ام … اما همه‌ی این حرکت‌ها براى ماندگارى و عمق‌یابى، پشتوانه مى‌خواهد که آن پشتوانه، مطالبه و خواست، شما هستید.»( بیانات مقام معظّم رهبرى در دیدار جمعى از اعضاى تشکل‌ها، کانون‌ها، نشریات، هیأت‌هاى مذهبى و شمارى از نخبگان دانش‌جویى، ۱۵ آبان ۱۳۸۲) و یا در جای دیگر می گویند مطالبه‌ی عدالت به معناى این است که عدالت، گفتمان غالب در محیط‌هاى جوان ودانش‌جویى شود؛ عدالت را مطالبه کنند و آن را از هر مسؤولى بخواهند.»( بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه‌ی پرسش و پاسخ دانش‌جویان دانشگاه شهید بهشتى، ۸۲/۰۲/۲۲)

بر این اساس می بینید یک شاخصه مهم در دهه چهارم انقلاب اسلامی به مقوله مطالبه مردمی عدالت خواهی و‌عدالت طلب در گفتمان انقلاب اضافه شده است و آن استفاده از ظرفیت نیروی جوان درجامعه می باشد که این مساله در سخنان مقام معظم رهبری در سال های اخیر در مقوله گفتمان عدالت و‌جوانان زیاد به چشم می خورد. گرچه با نگاهی جامع تر شقوق مختلف عدالت را  نمی توان نا دیده گرفت مثل مقولاتی چون عدالت در تعلیم وتربیت عدالت در فرهنگ عدالت در سیاست عدالت و….اما به نظر می رسد مهمترین شق و چالشی ترین آن در طول این سال ها عدالت اجتماعی بوده است که نقطه چالش های داخلی ما می باشد. بر این اساس برای تحقق عدالت اجتماعی در طول این سال ها آسیب ها و چااش های فراوانی داشته ایم که مهمترین آن ها عبارت است ۱_عدم وجود ساختار شفاف اقتصادی که متاسفانه در سال های اخیر منجر به  بروز فاصله طبقاتی شده و فاصله طبقاتی عدالت اجتماعی را دچار چالش خواهد کرد، که مهمترین تاثیر این رویکرد غیر شفاف در مقوله اقتصادی وجود رانت ها و امتیازات ویژه در حوزه های مختلف اقتصادی و اطلاعاتی است که این مقوله منجر به افزایش سرمایه برای عده ای شده که این از عوامل مهم و تاثیر گذار در کاهش عدالت اجتماعی و توزیع ناعادلانه ثروت است ۲_ عدم ساختارسازی مناسب و صحیح منابع مالی دولت ها و نهادهای حمایتی و نگاه های سلیقه ای و خود محورانه مدیران در عرصه قانون و اجرا به جای توزیع عادلانه و رفع مشکلات مردم۳_نبود ساختار متوازن در ادارات و سازمان ها که عدم اجرای نظام هماهنگ پرداخت را منجر شده و سپس اجرای ناقص لایحه خدمات کشوری، همچنان فاصله طبقاتی در کارمندان و کارگران و مجموعه های دولتی را صدچندان می کند۴_سیستم و ساختار نظام بانکی درکشور که متاسفانه در طول این سال ها با چالش های شرعی دریافت انواع تسهیلات و معاملات بانکی  بوده که علی رغم تذکرات مراجع شبه های متفاوتی بر آن وارد است که نظر می رسد یکی از چالش های مهم عدالت اجتماعی نظام بانکی در کشور می باشد که این  مبانی عدالت اجتماعی را دچار چالش می کند۵-نهاد قضا به عنوان جایگاهی که شریان عدالت باید در ان نهاد جاری و ساری باشد، نیازمند تلاش های بیشتری است تا در گفتمان انقلاب اسلامی در خور مطالبه به حق و عمومی مردم بتواند ایفای نقش کامل تری داشته باشد

بر این اساس در جمع بندی عرایض باید گفت حیات گفتمان عدالت انقلاب اسلامی با مطالبه مردم جاوید و پویا خواهد ماند وتحقق عدالت اجتماعی در گروه مردمی بودن این مطالبه است و امروز مهمترین ناظران برای تحقق این مهم مردم می باشند، چیزی که در طول این سال ها به کرات از امام‌ و‌ مقام معطم رهبری شنیده ایم. پس پاسخگویی و شاف سازی به مردم مهمترین شالوده تحقق عدالت اجتماعی است و‌ دولت ها به میزانی که این پاسخگویی و شاف سازی را داشته باشند، می توانند در ایجاد رضایت عمومی و تحقق گفتمان عدالت در دهه چهارم انقلاب اسلامی که دهه ای با نام دهه عدالت و پیشرفت نام گرفته موثر باشند.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *